می دانی رفیق
نه زیبایم ...
نه مهربان ...
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست
فقط برای خودم هستم ...
خوده خودم...
صبورم و سنگین...
سرگردان...
مغرور...
قانع...
با یک پچیدگی ساده...
و مقداری بی حوصلگی زیاد...
برای تویی که چهره را می پرستی نه سیرت آدمی را!
هیج ندارم ...
راهت را بگیر و برو...
حوالی ما توقف ممنوع است
برچسب: میدانی رفیق,
نویسنده: ابوالفضل رنجبر